جدیدترین مطالب

صدرالمتالهین هم‎چنان به آموزش و آموختن می‎اندیشد و ضمن قوام‎بخشی به دستگاه حکمت متعالیه، از طرح الزامات دستیابی به دانش هم غفلت نمی‎کند. بازخوانی آثار صدرالمتالهین و حکمای حکمت متعالیه، هم‎چنان‎که بهره‎‎های زیادی نصیب خواننده می‎کند، مخاطبان را به‎سوی حکمت سیاسی متعالیه رهنمون می‎کند و این چیزی است که مورد غفلت و نامهربانی برخی از صاحب‎نظران قرار گرفته است.

معتقدیم هر دو اندیشمند مورد بحث، تاثیرات زیادی هم در جامعه و در زمانه خودشان و هم به‎ویژه در وضعیت فعلی ایجاد کردند. ما امروزه به آرا و اندیشه‎‎های این بزرگان رجوع می‎کنیم و درباره عمل اجتماعی آنان می‎اندیشیم و از ظرفیتی که آن‎ها برای ما ایجاد کردند، با لحاظ کردن همه لایه‎‎های وجودی انسان، برای ساختن جامعه مطلوبمان استفاده می‎کنیم
اگر ملاصدرا ابعاد تئوریک حکمت متعالیه را بسط داد این امام خمینی بود که در طی فرایند پرورش حکمت متعالیه این حکمت را بر اوج نشاند و دست به نظام‎سازی زد. جریان فکری و فلسفی مورد بحث چنین مسیری را مورد توجه و ارزیابی قرار می‎دهد و از این جریان به‎عنوان قوی‎ترین جریان سیاسی و اجتماعی در دوره معاصر یاد می‎کند و بر آن است ابعاد و زوایای نااندیشیده آن را تبیین نماید. یادداشت حاضر در واقع به‎مثابه ورود به مبحث جریان‎شناسی فکری، فلسفی، حکمی و عرفانی تحت عنوان حکمت متعالیه است که با چنین منظری نیازمند بسط، تأمل و بررسی بیشتری است.
انسان برخلاف سایر موجودات که تنها از هدایت عامه و تکوینی برخوردار است، علاوه بر آن، مشمول هدایت تشریعی نیز می شود که به شکل هدایت قولی و از طریق پیامبران و رسولان و کتب آسمانی و شرایع الهی است. هدایت قولی به جامعه می­ رسد و در معرض عقول جماعت قرار می­ گیرد. تحولی که دین ایجاد می­ کند و سعادت نهایی را برای انسان رقم می زند در افعال اختیاری و اوصاف و ملکات و احوالی است که انسان در دنیا کسب می کند.
یکی از اقتضائات و الزامات اصلی تحول در علوم انسانی، مسأله آزادی است. به عبارت واضح تر، محققین و اندیشمندان باید بتوانند در فضای آزاد به سراغ موضوعات و مسائل بروند و با دغدغه های دینی و بر اساس آموزه های دینی و سنت و میراثی که در جامعه است، اقدام به شناسایی و رفع نیازهای جامعه اسلامی نمایند.
sharif_lakzaee.jpgاین نوشتار به بررسی آزادی از منظر اندیشه حضرت امام (ره) و حکمت صدرایی اختصاص دارد. نویسنده، در نوشتار پیش روی، ضمن تأکید بر درکی شیعی از مفهوم اختیار، که امری در میانه جبر و تفویض است، می کوشد تا رابطه آن را با آزادی متعالی نشان دهد. تأکید بر هدف آزادی در نیل به سعادت در ادامه مورد بحث واقع شده است.