جدیدترین مطالب

مدعای نگارنده این است که آزاداندیشی در سازمان روحانیت شیعی، همواره دغدغه‌ای شخصی بوده، به دغدغه‌ای نهادی تبدیل نشده است؛ از این‌رو آزاداندیشی توسط معدودی از عالمان مورد توجه بوده است. با این وصف، سازمان روحانیت شیعه باید ضمن آسیب‌شناسی این مسئله، با حمایت رسمی و نهادی از آزاداندیشی، زمینه‌های بسط و رونق دانش‌های اسلامی را پدید آورد و مسئله آزاداندیشی را در سازمان روحانیت نهادینه سازد و آن را از یک مسئله شخصی به مسئله‌ای نهادی و سازمانی، ارتقا و تعالی بخشد.

از سویی به‌نظر می‌رسد یکی از عمده‌ترین مشکلات ما در این حوزه مربوط به نهادهای آموزشی و علمی نظیر آموزش و پرورش، حوزه علمیه و دانشگاه ، به ویژه شیوه تربیت و مسائل روان‌شناختی است. در واقع فقدان فرهنگ مناسب گفت و شنود و عدم فرهنگسازی‌ به مسئله مهم‌تری که به‌نظر تربیتی است باز می‌گردد. ما برای اینکه گپ و گفت موفقی با یکدیگر داشته باشیم هیچ نوع آموزشی ندیده‌‌ایم و البته برای آن تربیت هم نشده‌ایم، از این رو نهادهای سیاسی و اجتماعی وظیفه مهمی در این زمینه دارند؛ به ویژه نهاد خانواده، نهاد حکومت، نهاد دین، نهاد تعلیم و تربیت و حتی نهاد اقتصاد. به‌نظرم آزادی باید ارزش به شمار آید و این ارزش در جامعه نهادینه و حتی خود به نهاد مبدل شود.

sharifl.jpgشاید به زودی، دمینوی حركت های انقلابی كشورهای عربی، دیكتاتور لیبی كه بیش از سه دهه است بر مردم مسلمان لیبی حكم رانی می كند را نیز به لرزه درآورد و در این میان سرنوشت امام موسی صدر به عنوان رهبر و مغز متفكر جهان اسلام را پس از سه دهه روشن سازد.

panjereh59.jpgامام موسي صدر درس‎آموخته مكتب فلسفي حكمت متعاليه است. او برخي مباحث فلسفي از جمله اسفار اربعه ملاصدرا را نزد فيلسوف و مفسر برجسته معاصر علامه محمدحسين طباطبايي آموخت. همچنين ايشان در ايامي كه به منظور تحصيل در نجف به سر مي‎برد، اندوخته هاي ديگري از حكمت متعاليه را به‎طور مستقيم نزد آيت الله صدرا بادكوبه‎اي فرا گرفت و بر خرمن معرفت فكري و فلسفي متعالي خويش بيش از پيش افزود.

sharif3.jpgاما با اين وصف، برخي بر آن هستند كه ملاصدرا همچنان در تبعيد باقي بماند و انديشه وي طرح و بسط نيابد، رونق نگيرد و در محاق بماند. از اين رو يكي از پژوهشگران معاصر از منظري خاص بحثي مطرح كرده  و مدعي شده كه صدرالمتالهين اوج زوال انديشه سياسي است؛ و اينكه صدرا همت خود را در پرداختن به معاد صرف كرده و از پرداخت به معاش غفلت كرده است! محققان ديگري هم به تبع و تقليد از او اين گفته را ادامه داده و بر طبل ادعاي مذكور كوفتند.

توجه به خواجه نصيرالدين طوسي به دو جهت داراي اهميت است: نخست اين كه وي در زمانهاي حساس و بي بديل از تاريخ ايران قرار داشته است، زمانهايي كه بيش از هر زمان ديگر فرهنگ و تمدن ايراني در معرض تهديد و خطر قرار گرفته بود و اين تهديد بيش از همه از جانب مغولان است. سبب ديگر، موقعيت خواجه نصير در دستگاههاي حكومتي و وجود شرايطي براي دخالت و تغيير وضعيت سياسي- اجتماعي است. شواهد نشان مي دهد خواجه نصيرالدين طوسي توانسته است در ايجاد تحولات مؤثر باشد و نقش گذار از شرايط قبل از حمله مغول به بعد از آن را به عهده گيرد و از ميراث شيعي و ايراني دفاع كند.