جدیدترین مطالب

emam_mousa_sadr.jpgامروز اما با فقدان حضور فيزيکي امام موسی صدر روبه‌رو هستيم. به ظاهر تلاش‌هاي انجام گرفته براي تعيين سرنوشت و آزادی ايشان به ثمر ننشسته، اما آيا اين تلاش‌ها کافي و مدبرانه بوده است تا خواسته خانواده ايشان، مشتاقان فکر و‌ انديشه امام صدر، خواسته امام خميني، که ايشان را فرزند خود مي‌دانست، و رهنمودهاي رهبر معظم انقلاب اسلامي محقق شود؟ به صراحت پاسخ منفي است.

فيلم‌هاي منتشره که توسط تروریست ها گرفته شده است، حاکي از جنايتکار بودن آنهاست؛ از جمله صحنه‌هايي که در آن اقدام به گردن زدن و تيرباران وحشيانه جوانان اين مرزوبوم به بهانه‌هاي واهي کرده‌اند هنوز در اذهان باقي است. پخش اين گونه فيلم‌ها توسط تروريست‌ها، گرچه در مدت کوتاهي وحشت را در جامعه پراکنده ساخت، اما نتيجه‌اي براي آنها در بر نداشت و آنها نفرت عمومي جامعه اهل تسنن و تشيع در سيستان و بلوچستان و نفرت عموم مردم آزاده و انسان‌دوست را درو کردند.

اگر اعتقاد داشته باشیم که جاودانگی و حیات انسان در فاصله میان تاریخ تولد و وفات او خلاصه نمی شود، بلکه انسان موجودی تاریخی است که وارث گذشته خویش و مسؤول در برابر آن محسوب می شود، آن گاه اهمیت توجه به تاریخ روشن تر می گردد. از این رو کوتاهی در برابر شناخت میراث تاریخی ما که شامل تجارب مختلف مادی و معنوی گذشته می گردد، گناهی نابخشودنی خواهد بود.
شناخت گذشته ما در گرو مطالعات و پژوهش های جدی است. در این صورت است که خود را با تاریخمان بیگانه نخواهیم یافت، مطالعات ما بومی تر و فهم پذیرتر خواهد شد، دانش اندوزیمان سطحی و جدا از جامعه و حیاتمان نخواهد بود و در انجام هر بحث و پژوهشی خواهیم دانست که در کجا ایستاده ایم، قبلاً چه کرده ایم، چه کارهایی را انجام نداده ایم چه کمبودها و نقایصی داشته ایم، از چه ظرفیت هایی برخوردار بوده ایم و به کجا می خواهیم برویم....

شاید جامعه امروزین ما که با انبوهی از اطلاعات و داده های سنت و مدرنیته روبرو است و در دوره معاصر به ویژه از زمان مشروطه با چالش های فکری در زمینه سیاست و اجتماع دست به گریبان است، بیش از هر چیز نیازمند نظم بخشی و ساماندهی به افکار باشد تا هویت معین و آرامش فکری ملموسی به ارمغان آورد. بی شک نظریه پردازی و بالندگی علمی در سایه رفع چالش ها و ابهامات اندیشه و یافتن نظم و ثبات میسر خواهد بود.

06062007116.jpgحکمت متعالیه، سیاست متعالیه دارد؛ چون انسان متعالی می پروراند. اگر از حکیم متعالی سؤال کنید که الانسان ما هو؟ او پاسخ می دهد که الانسان حیٌّ متألّه. بنابراین، سیاست از علوم انسانی است و تا انسان شناخته نشود سیاست همچنان ناشناخته باقی خواهد ماند. بر این اساس شناخت متدانی، سیاست متدانی و شناخت متعالیه، سیاست متعالیه دارد. شناخت متدانی، انسان متدانی و شناخت متعالی، انسان متعالی دارد.

نه تنها نباید در صدر توقف کرد که در صدرا نیز. ما پرسش ها و نیازهای معاصری داریم که ملاصدرا و در سطحی دیگر امام صدر با آنها برخوردی نداشته اند و البته روشن است که اینها نیازهای عصری است و نباید انتظاری این چنین از آنها داشت و این نشان می دهد که باید از این بزرگان نیز فراتر رفت و در عین این که به گذشته خود باید اشراف کامل و جامعی داشت و در مواردی به آن افتخار کرد اما نباید در این گذشته توقف کرد و از نگاه انتقادی غفلت ورزید. افزون بر این که باید توجه داشت برخی پرسش ها و نیازهای انسان فرازمانی است و منحصر در موعد خاصی هم نیست؛ از این رو بخش های مهمی از اندیشه یک اندیشمند می تواند پاسخ هایی جاودانه و فرازمانی تلقی شود که دائم برای همه انسان ها مطرح است. اما باید اذعان کنم که آنچه در نوشته آقای دکتر از آن غفلت شده بود تأمل در یادداشتی بود که نگارنده برای رفع سوء تفاهم در یادداشتم به آن اشاره کرده بودم. آقای دکتر بر آنچه پیش از این نگاشته بودند با حدت و شدتی افزون مایه گذاشته و چیزی بر آنچه پیش از این گفته بودند نیفزودند و بلکه بر ابهامات افزودند.

تلمذ اسفار اربعه و مباحثه و مطالعه و تدریس آن شرط لازم صدرایی بودن و نه شرط کافی است. چه بسیار از مدرسان محترم که امروزه به امر تدریس اسفار اربعه می پردازند اما نمی توان به آنها وصف صدرایی اعطا کرد. به نظر آموختن اسفار و در کل حکمت متعالیه شرط لازمی برای صدرایی بودن است اما شرط کافی نیست. به کسی می توان گفت صدرایی که برهان و عرفان و قرآن، به عنوان عناصر مایز فلسفه متعالیه، در منظومه و دستگاه فکری او تحولی را ایجاد کرده باشد و فرد پس از طی سفرهای چهارگانه و در آخرین مرحله یعنی در سفر چهارم به میان خلق باز می گردد و در خلق خدا نیر تأثیر گذارد و این درست آن چیزی است که من از صدرایی بودن مراد می کنم. چنان که گفته شد چه بسا بسیاری که اسفار اربعه تدریس می کنند اما گره ار کار فرو بسته خویش نیز نمی توانند گشود چه رسد به خلق خدا. و امام صدر این گونه نبود، بلکه به معنای دقیق کلمه صدرایی بود و ضمن تأثیرگذاری بر روح و جسم خویش در خلق نیز تأثیرات شگرفی را ایجاد کرد که تا کنون تأثیرات ایشان آشکار است و از همین رو است که تمام تلاش های ما برای آن است که ایشان به مثابه صدرای زمانه بازگردد و با دم صدرایی اش باز هم به احیای خلق خدا مبادرت ورزد.