جدیدترین مطالب

یکی از چالش های جدی پیش روی فلاسفه جدید، تحلیل محدودیت است. بدین معنا که فلاسفه جدید با کنار نهادن و روی آوردن به تحلیل های تجربی و جزء نگرانه در بررسی علوم اجتماعی، دچار نوعی محدودیت و کاستی گردیدند. دیگر آن کلّیت و غایتی که فلاسفه کلاسیک مباحث خود را بر اساس آنها استوار می نمودند وجود نداشت. ایده و آرمان افلاطونی از نظام سیاسی مطلوب از میان رفت، انسان خوب ارسطو که در تمامی جوامع سیاسی فضایل معینی داشت (برخلاف شهروند خوب که در هر نظام سیاسی معیارهای متفاوتی داشت) کنار نهاده شد و همه چیز در جنبه های تاریخی و جزئی آن مورد بررسی قرار گرفت. اما چگونه می توان بدون تصوری از یک وضعیت برتر و آرمانی به پژوهش پرداخت. یک انسان چگونه می تواند بدون داشتن تصوری از انسان خوب به زندگی و اندیشه پیشرفت بپردازد؟

بعد از انتشار یادداشت شهر، امن و امان است در سایت بازتاب، تروریست ها دست به فحاشی و توهین زده و اتهامات بی پایه و اساسی را درباره اینجانب و سایت بازتاب منتشر کردند. البته این نخستین بار نبود که تروریست ها نسبت به اینجانب دست به فحاشی زده و اتهامات بی پایه و اساسی را درباره اینجانب منتشر کردند و احتمالاً آخرین هم نخواهد بود. اما من هیچ گاه به این اتهامات و فحاشی ها پاسخی نداده و نخواهم داد. معتقدم با توحه به بی نام و نشان بودن افرادی که به این گونه فحاشی ها اقدام می کنند خود کافی است تا توجهی به خزعبلات منتشر شده آنان نداشت. البته روشن است که اتهام زنندگان و فحاشان از گروهک تروریستی موسوم به جندالله طرفداری کرده و بر طبل تفرقه و جدایی و اختلاف و خشونت می کوبند و همین خود دلیلی است بر این که نباید این گونه نوشته ها را جدی به شمار آورده و نسبت به آنها حساسیتی نشان داد.

به هر حال اگرچه خودم راغب به نوشتن متن در این زمینه نبوده ام اما دوستانی که دغدغه اتحاد ملی و انسجام اسلامی را در سر می پرورانند نوشته هایی از سر لطف در این زمینه منتشر ساختند که یک نمونه آن در ادامه می آید. با تشکر از این دوست نادیده اما آشنا متن کامل نوشته ایشان را در ادامه ملاحظه می کنید.

توجه به حوزه عمومی كه در عصر جديد نيز بسيار مورد توجه است، در تأسيس دولت مهدوی، نقش اساسی و مهمی دارد، چنان‌كه گفته شد، انسان‌ها با اقبال درونی و پذيرش باطنی و عمومی خود به سمت تأسيس دولت مهدوی حركت می‌كنند و در غير اين صورت، دولت صالح، عادل و آزاد مهدوی تشكيل نخواهد شد، در همين راستا، تحقق آزادی از اهميت فراوانی برخوردار است؛ زيرا انسان‌ها تنها در سايه آن می‌توانند آسان‌تر و سريع‌تر به سمت پذيرش و برپايی دولت مهدوی حركت كنند. در واقع، نقش و حضور آزادی بيرونی در تحقق حكومت مهدوی نقش بسيار مهم و حياتی است.

بررسي ادامه قرباني گرفتن تروريسم در سيستان‌وبلوچستان
فاجعه تاسوکي، فاجعه سبعانه‌اي بود که پس از انقلاب نمونه آن را نمي‌توان به ياد آورد و تقريباً در سايه تعطيلات عيد نوروز و تعطيلي رسانه‌ها به راحتي از کنار آن عبور شد. در حالي که مي‌توانست آغازي براي اتخاذ تدابير منسجم و پيش‌برنده باشد تا با کار مداوم و برنامه‌ريزي حساب شده بساط تروريست‌هاي خودفروخته و جاهل برچيده شود.
اقدامات پس از اين حادثه بي آن که از منظر افکار عمومي به سرانجام برسد، پس از گذشت يک سال با برکناري بي‌سر و صداي فرماندهي ناحيه انتظامي استان سيستان و بلوچستان و چند فرمانده خاطي ديگر به پايان رسيد و امام جمعه محترم زاهدان در نخستين سالگرد فاجعه تاسوکي در گلزار شهداي حضرت رسول اکرم(ص) شهر اديمي، آشکارا و پس از يک سال اعلام کرد که پس از فاجعه تاسوکي کسي به تعقيب اشرار نپرداخته است.

طي دو سال اخير بارها از زبان مسئولان ادعا شده است که تروريست‌ها دستگير و متلاشي شده‌اند. از جمله آخرين اين اخبار اظهار نظر يكي از مسئولان است که مدعي شد با همكاري وزارت اطلاعات، گروهك تروريستي عبدالمالك ريگي كنترل و سرشاخه‌هاي اصلي اين گروه نابود شد. وي، به درستي، با بيان اين كه اين گروهك در ابتدا گروهي راهزن بوده است، تصريح كرد: اين گروه در ابتداي فعاليت مورد توجه سرويس‌هاي امنيتي خارج از كشور قرار گرفته و به عنوان يك صداي مخالف در كشور عليه نظام و دولت به فعاليت مي‌پرداخت. وي با بيان اين كه با درايت از ابتدا اين گروهك تروريستي كنترل شد اظهار داشت: كليه تحركات اين گروهك شناسايي و دستگاه امنيتي به طور كامل آنها را كنترل كرده و زير نظر دارد.
روشن نيست با توجه به اين ادعاها چگونه فجايع تروريستي همچنان رخ مي‌دهد و با توجه به کنترل و زير نظر بودن تروريست‌ها چرا اقدامات بازدارنده‌اي صورت نگرفته است؟

در حادثه شهادت 11 تن از فرزندان بسیجی، سپاهی و سربازان وظیفه که در پنج­شنبه رخ داد یکی از شهدا با نام محمد امین ریگی از طایفه مشهور ریگی و اهل خاش بود. این شهید اگرچه هم­نام تروریست مشهور عبدالمالک ریگی، عامل و جانی فاجعه تروریستی تاسوکی و برخی فجایع و حوادث تروریستی و خرابکارانه، است اما تفاوتش با او از زمین تا آسمان است.

شهید سعید محمد امین ریگی نه شیعه بود و نه اهل سیستان، بلکه از تبار طایفه ریگی، بلوچ، اهل خاش و از برادران اهل سنت بود. ظاهراً حد و مرز تروریست­ها فراتر از شیعه و سنی است و هر کس که با نظام جمهوری اسلامی و برای اعتلای ایران عزیز همکاری کند از دید این افراد حقیر مجرم است و باید تاوان پس دهد. و البته چه خوب تاوانی است شهادت آن هم برای اعتلای ایران و تأمین امنیت شهروندان و خدمت به مردم.

درباره شهید محمد امین ریگی، گفته شده است که پس آن که وی و همرزمانش توسط تروریست­ها و به ناگاه هدف قرار گرفته بودند، با رشادتی تمام به مقابله با آنان برخاست بی­آن که هراسی به دل راه دهد. این مقاومت­ها، اگرچه در نهایت منجر به شهادت او و برخی دیگر از همرزمانش شد، موجبات فرار تروریست­ها و ناکامی آنان در دست­یابی به اهداف­شان شد. مقاومت جانانه او این روزها نقل هر محفل و مجلسی است. تقدیر گسترده مردم قدرشناس از این شهید عزیز در مراسم تشییع وی که در شهرستان برگزار شد نشان داد او در قلوب مردم جای دارد.

چندي پيش، توفيقي نصيب شد تا پس از مدت‌ها و به ويژه پس از ماه‌ها تحقيق روي پروژه حکمت سياسي متعاليه، از نزديک محل سکونت صدرالدين محمد شيرازي، مشهور به ملاصدرا يا صدرالمتألهين را ببينيم. بايد گفت، جاي تأسف است که خانه ‌اين حکيم پرآوازه جهان اسلام، که بايد به بهترين شکل، اداره و نگهداري شود، کمترين رونقي ندارد و باور نمي‌کنيد که هم‌اكنون هيچ گونه رسيدگي خاصي به ‌اين بنا، که ميراث مادي ايراني ـ اسلامي است، نمي‌شود.

در قرن يازدهم، صدرالدين شيرازي به خاطر برخي مخالفت‌ها، دشمني‌ها و سعايت‌ها براي بيش از بيست سال به «تبعيدي خود خواسته خدا خواسته» تن داد و به روستاي «کهک»، که امروزه نام شهر را يدک مي‌کشد، رفت و کُنج عزلت گزيد. اين دوره، که پس دوره تحصيل، دوره تهذيبِ نفس اين فيلسوفِ مؤسس «حکمت متعاليه» است، از پُر رمز و رازترين دوره‌هاي حيات صدراست. اين که صدرالدين در اين روستاي سرسبز و خوش آب و هوا و نسبتاً خنک در تابستان چه مي‌کرده، براي ما روشن نيست، اما منزل وي در اين روستا هنوز سر ِپاست و شايد بسيار مقاومتر از ديگر بناهايي است که‌ اين روزها در کهک ساخته مي‌شود!

مشتاقان بازديد از اين مکان وقتي با پرس و جوي بسيار! در شهري کوچک چون کهک به آنجا مي‌رسند، با پارچه نوشته‌اي روبه‌رو مي‌شوند که در آن مي‌خوانيم: «ساعت بازديد، جمعه‌ها ساعت 2 الي 5 بعد از ظهر. اردو پذيرفته نمي‌شود»!

از جمله موضوعات با اهمیتی که بحث های فراوانی در مورد آن صورت گرفته این است که آیا می توان از فلسفه اسلامی سخن به میان آورد یا خیر؟ برخی بر آن بوده اند که فلسفه همان است که در یونان پدید آمده و عبارت از استدلال های محض عقلانی است که به جز عقل بشر متکی به منبعی دیگر همچون وحی  نبوده است. از این حیث نمی توان از فلسفه اسلامی سخن به میان آورد؛ زیرا عنصر وحی را نیز همراه خود دارد. در مقابل این دیدگاه، گروهی بر آنند که فلسفه اسلامی امکان پذیر است؛ زیرا وحی، عناصر و اجزایی را در اختیار فلسفه نهاده و بر غنای آن افزوده است و سپس عقل با استدلال و اندیشه ورزی های فلسفی در فهم روشن تر آن کوشیده است.
اتین ژیلسون معتقد است می توان از فلسفه مسیحی سخن به میان آورد. از نظر او فلسفه یونان با فلسفه بعد از قرون وسطی و دوره رنسانس به ویژه آثار دکارت، لایبنیتس، اسپینوزا، هگل و... متفاوت است. دلیل تفاوت فلسفه یونان با فلسفه دوران رنسانس در عناصر جدیدی است که متفکران رنسانس از مسیحیت اخذ کرده و در باب آن تأمل نمودند. هیچ یک از این عناصر در فلسفه یونان وجود نداشت همچون بحث خالق و باری که کاملاً از مسیحیت گرفته شدند. ژیلسون معتقد است می توان از فلسفه مسیحی سخن به میان آورد؛ زیرا این فلسفه عناصری جدید دارد که مبتنی بر آموزه های مسیحیت است. وی حتی معتقد به وجود مزایایی در چنین فلسفه ای است و معتقد است فلسفه مسیحی از چنان نظم و غایتی برخوردار است که فلسفه محض فاقد آن است. افزون بر این، برخورداری آن از حقیقتی مافوق بشر و طبیعت، به آن قوّت و استحکامی می بخشد تا در دام تردیدها و شکاکیت های فلسفه محض قرار نگیرد.