جدیدترین مطالب

روابط و مناسباتی که تاکنون در مورد اخلاق و سیاست پیشنهاد شده است کم نیست. مکاتب و مناظر فکری گوناگون، انواع خاصی از رابطه میان اخلاق و سیاست را پیشنهاد نموده اند. مکاتب دینی اغلب بر نوعی از رابطه تنگاتنگ میان این دو نظر داده اند و دیگر مکاتب فکری انواع مختلفی از ارتباط از عدم رابطه ضروری و لازم میان این دو گرفته تا رابطه دو سویه یا یکطرفه میان این دو را پیشنهاد داده اند. آنچه در مورد مک اینتایر جالب توجه است این ا ست که در میان نظرات زیادی که در غرب کنونی در خصوص امتناع رابطه ضروری میان اخلاق و سیاست ارائه شده است، وی اساساً سیاست را نیز از طریق نوع اخلاق مورد بررسی قرار می دهد.

حکمت متعالیه، چنان که مشهور است، به دست توانای صدرالدین محمد قوام شیرازی، معروف به صدرالمتألهین، بنیان نهاده شد. این حکمت امروزه در شمار پرطرفدارترین مکاتب فلسفی اسلامی است و شمار زیادی را به دور خود گرد آورده است. حکمت متعالیه در حال حاضر تداوم بخش حیات فلسفی در جهان اسلام و ایران است. متفکران بنامی را می توان نام برد که از پس سال ها در شمار بزرگ ترین شارحان و مفسران این حکمت نو پدید بوده اند. با این وجود، متأسفانه، آن چنان که باید تمامی زوایای حکمت متعالیه، به ویژه وجوه سیاسی آن، مورد توجه و تأمل واقع نشده است. در حالی که برخی از اظهار نظرها با توجه به روش و منظر اتخاذ شده نویسندگان آنان به فقدان اندیشه و فلسفه سیاسی در آثار و فکر صدرا و حکمت متعالیه حکم می کند، از سویی غالب اظهار نظرها درباره وجوه سیاسی حکمت متعالیه فاقد کم ترین استناد و مراجعه به آثار صدرای شیرازی، غیر دقیق و غیر قابل اعتنا است. در این میان، شارحان و مفسران حکمت متعالیه نیز توجهی به مباحث سیاسی این حکمت نداشته و بیشتر به بسط متن پرداخته اند. مهم تر این که آثار شیرازی تا کنون از منظر فلسفه سیاسی مورد تحلیل قرار نگرفته اند. بر این مجموعه باید تضییقات نظام های سلطنتی بر اصحاب دانش و معرفت را نیز افزود که مجالی برای طرح مباحث فلسفه سیاسی به وجود نیامده است. و در نهایت این که اظهار نظرها در این باره همراه با حب و بغض و نفرت و شیفتگی و دل بردگی بوده است. در ادامه برخی نوشته ها و گفته ها که در چند روز اخیر به مناسبت یکم خرداد، روز صدرالمتألهین، منتشر شده از رؤیت شما می گذرد و البته ین به معنای موافقت با همه این گفته ها و نوشته ها نیست. به ویژه یادداشت فلسفه اسلامی و مسائل جدید در آنجا که می گوید: «متأسفانه ما پس از ابن سینا هرگز فیلسوفی در حد و اندازه وی نداشته ایم و این برای فرهنگی غنی چون فرهنگ ایرانی – اسلامی ضعفی اساسی است.» طبیعی است نگارنده بر این باور است صدرالدین شیرازی یکی از آن کسانی است که فلسفه اسلامی را در چهارقرن پیش از این نه تنها احیا کرد که با تأسیس حکمت متعالیه طرحی نو درانداخت که تا امروز فلسفه اسلامی را متأثر ساخته است.

یکی از مباحث بسیار مغفول واقع شده که نه تنها در کشور ما بلکه در کشورهای غربی نیز از کاوش جدی بی نصیب مانده است، دوره قرون وسطی است که معمولاً با بیان چند عبارت کلی در مورد آن از کنار آن به راحتی می گذریم. آنچه از این دوره غالباً در اذهان جاری است، حکومت مستبدانه کلیسا و شیوه بسیار بیرحمانه و خشن آن در خفه کردن اذهان بیدار و علم دوستی است که دستاوردهای فکری آنها مخالف نظرات علمای دینی تلقی شده است. روشن است که با چنین تصویری، کسی شوق و رغبت مطالعه و بررسی این دوره از تاریخ را نخواهد داشت.

امروز سایت بازتاب خبر از انتشار کتابی با عنوان تأملی بر فلسفه امام موسی صدر در امریکا داد. متأسفانه چهره امام موسي صدر به ویژه ابعاد فلسفی و سیاسی فکر ایشان در ايران آن چنان كه بايد شناخته شده نيست. ايشان داراي افكار بسيار بلند و عميقي است كه هنوز به درستی آن توجه نشده و صرفاَ مسأله ربودن ایشان در این سال ها آن هم به طور نیم بندی مطرح بوده است. تعدادی از دوستداران اندیشه ایشان در سال های اخیر فعالیت های خوبی در جهت نشر اندیشه ایشان انجام داده اند. از جمله می توان به آغاز طرح تدوین اندیشه سیاسی ایشان در پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی اشاره کرد. این طرح توسط نگارنده در حال تدوین است و امید می برم با توجه به اطلاعاتی که در طی سال های اخیر درباره اندیشه ایشان به دست آورده ام به زودی مرحله تدوین و نگارش اندیشه ایشان نیز آغاز گردد. پیش از این نیز گزیده ای از فکر سیاسی امام صدر تدوین و در فصلنامه علوم سیاسی منتشر شد که مورد توجه و استقبال علاقه مندان فکر و اندیشه قرار گرفت. سه مقاله منتشره در بخش مقالات همین سایت موجود است.

همگان شاهد بودند كه متأسفانه پس از فاجعه تروريستي تاسوكي صدا و سيما كم‌ترين گامي براي افشاي چهره تروريست‌ها برنداشت. در حالي كه مي‌توانست از موضع اقتدار با به تصوير كشيدن شهداي مظلوم دانش آموز و دانشجو و معلم و كاسب اين فاجعه به افشاي نيّات عاملان اين فاجعه غم‌انگيز بپردازد. البته در اين زمينه بايد از برخي سايت‌ها و وبلاگ‌ها و رسانه‌هاي مكتوب ياد كرد كه در وانفساي تعطيلات عيد نوروز سال 1385 اجازه ندادند اين فاجعه اندوه‌بار به فراموشي سپرده شود و به وظيفه رسانه‌اي خود اقدام كردند. البته با تجربه‌اي كه از فاجعه تروريستي تاسوكي به دست آمد خوشبختانه در جريان انفجار اتوبوس كاركنان سپاه پاسداران فقدان كار رسانه‌اي از سوي صدا و سيما جبران شد و چهره تروريست‌ها و جنايات‌شان اندكي برملا شد. شايد يكي از دلايل اين توجه صدا و سميا دستگيري چند عامل مزدور اين فاجعه توسط مردم و به ويژه شهيد سعيد «مسلم كيخا» بود. به ويژه اين كه اعترافات اين خودفروختگان و خيانت‌كاران و جانيان در صدا و سمياي محلي نيز به همراه فيلم‌هايي كه خود از صحنه جنايات خود گرفته بودند تكميل گرديد.

 

از نكات جالب فيلترينگ وبلاگ نگاهي نو به فردا، هم‌زماني آن با فيلترينگ وبلاگ حامي تروريست‌ها با نام دلاور، و به واقع نادلاور، است. اگر نگوييم فيلترينگ هم‌زمان اين دو وبلاگ - كه يكي ارزشي و ديگري ضد ارزشي است - از كج‌سليقگي دست‌اندركاران دستگاه فيلترينگ حكايت مي‌كند، لابد فيلترينگ وبلاگ ارزشي «نگاهي نو به فردا» به خاطر رنجيده خاطر نشدن تروريست‌ها صورت گرفته است!

 

تأسف افزون، نه از آن رو است که هنوز عاملان و جانیان فاجعه خونبار تروریستی تاسوکی دستگیرو مجازات نشده اند، بل از آن رو است که فجایع تأسف بار و غمبار دیگری از پی تاسوکی پدید آمد که نشان داد اصحاب جهل و جهالت همچنان در کار تخریب وحدت و وحشت اند و مسؤولان همچنان از زیر بار مسؤولیت شانه خالی می کنند و با فرافکنی و حذف صورت مسأله در کار تدبیر مانده اند؟ تردیدی نیست که برخی از عاملان فتنه قومی و مذهبی در آن سوی مرزها لانه کرده اند، اما تدبیر مدعیان تأمین کجا رفته است؟

سال گذشته، در پي فاجعه‌اي تروريستي، مردم سيستان عزادار شدند. مبالغه نمي‌توان کرد که مردم سيستان در طول سال‌ها، مصيبت‌هاي بسيار كشيده و آب‌ديده شده‌اند، اما اين فاجعه به کلي متفاوت از حوادث گذشته بود. از اين رو، همه را اعم از شيعه و سني، سيستاني و بلوچ، متأثر ساخت. توقع اندک و به جاي مردمان پرحوصله آن خطّه از ميهن اسلامي، تأمين امنيت بود که ديگر از نان شب هم براي آنان واجب‌تر شده بود. جاي آن است پس از يک سال، چند پرسش را در ميان گذاريم و براي آنها پاسخي بجوييم.

در چند روز گذشته، حادثه تروريستي ديگري در زاهدان رخ داد و بار ديگر مسأله ناامني در مرزهاي شرقي به طور جدي مورد توجه قرار گرفت. اين که تروريست‌ها در يک سال اخير و به ويژه با توجه به فاجعه تروريستي اندوه‌بار تروريستي تاسوکي فضا را به سمتي برده‌اند که در آن مردم عادي و نيز نيروهاي انتظامي را به طور مستقيم هدف قرار مي‌دهند، نشان مي‌دهد به رغم تمهيدات و تدبيرات امنيتي گسترده که در مرزهاي شرقي پهن شده است، تروريست‌ها همچنان به ايجاد رعب و وحشت و ناامني مي‌پردازند و هموطنان را هدف قرار مي‌دهند.

ماه گذشته به اتفاق دوست ارجمندم جناب آقای دکتر یزدانی، گفت و شنودی با جناب آقای مهندس عبدالباقی طباطبایی، فرزند ارشد علامه طباطبایی، درباره مرحوم علامه انجام دادیم. گفت و گو، که در بعد از ظهر یک روز پاییزی انجام می­شد بیش از دو ساعت طول کشید و از هر دری سخن رفت. به ویژه از نوع رابطه پرفسور کربن، اندیشمند فقید فرانسوی، با علامه نیز از وی پرسش شد. ایشان ضمن بیان مطالبی به نکته جالبی اشاره کرد و آن این که علامه معتقد بوده است «کربن، مؤمن به اسلام است». فرزند علامه این جمله را از خود علامه شنیده بود. به هر حال در آن روزها برخی با توجه به نوع و سطح رابطه علامه با کربن، این بحث را مطرح می­کردند که چرا کربن مسلمان نمی­شود. و علامه این جمله را در پاسخ به آنان گفته و بر این باور بود که در وضعیت فعلی خدمات کربن به اسلام بیش از آن وقتی است که وی اسلام را پذیرا شود!