جدیدترین مطالب

اگر ما بخواهيم به اتحاد ملى برسيم چاره‌اى جز گفتگو با يکديگر نداريم. در گفتگو هم بايد طرفين اصولى را بپذيرند. نقد هم در واقع نوعى گفتگوست. گفتگويى که شما در آن سره را از ناسره جدا مى‌کنيد. اگر قرار باشد که در اين نقد نقاط مثبت طرف مقابل ناديده گرفته شود سازنده نخواهد بود. اشاره به نقاط ضعف طرف مقابل تا زمانى که به تحقير او منجر نشود کمک کننده خواهد بود. الزامات يک گفت و شنود مطلوب اين است که عنصر احترام متقابل انصاف و آزادى در آن لحاظ شود. همان طور که ما ديگرى را نقد مى‌کنيم بايد اجازه بدهيم او هم ما را نقد کند و به صحبت‌هاى او توجه کنيم. در اينجا عنصر آزادى و بخصوص آزادى فکر و انديشه حائز اهميت است. ما بايد به همه گروه‌هايى که به قانون اساسى ملتزم و پايبند هستند اجازه دهيم که فکر و انديشه خود را ارائه کنند. به هرحال ما بايد در بحث اتحاد ملى عناصرى چون گفتگو، آزادى انديشه، احترام متقابل، اعتماد و اطمينان به يکديگر را مورد توجه قرار دهيم تا بتوانيم با وجود همه گروهها، جناح‌ها، مذاهب و قوميت‌ها را در کنار يکديگر به وحدت ملى جامه عمل بپوشانيم. تجربه امام موسى صدر در لبنان براى ما مى‌تواند درس آموز باشد، زيرا ايشان با توجه به تکثر قومى و فرقه‌اى و طايفه‌اى و سياسى و مشکلات امنيتى و اقتصادى کشور لبنان توانست در شکل‌گيرى يک اتحاد ملى و انسجام اسلامى نقش موثرى ايفا کند.

يکي از بحث‌هايي که مطرح مي‌شود اين است که صدراالمتألهین فاقد انديشه سياسي نظام مندي است ولي اين ديدگاه مورد خدشه قرار گرفته است. ما حکمت متعاليه را يک فلسفه زنده مي‌دانيم که هم به کار امروز ما مي‌آيد و هم در آينده مي‌توانيم از آن استفاده کنيم. ملاصدرا در جمله مهمي مي‌گويد: «انسان ناچار از اختيار است». همين جمله مي‌تواند پايه نظام انديشگي را شکل دهد.  

روزگار عجیب و غریبی است! چندی قبل، درست به خاطر ندارم، از سوی روزنامه قدس، گفت و شنودی با من انجام گرفت که تا همین دو سه هفته قبل از سرنوشت آن بی اطلاع بودم. اخیراً به واسطه نمایه یکی از نشریات پی بردم مصاحبه ای با عنوان «عدالت نباشد، آزادی هم نیست» از من منتشر شده است. از سر کنجکاوی و برای این که نسخه ای از آن در اختیار داشته باشم مطلب را از سایت این روزنامه برگرفتنم. به نظر، مصاحبه خوبی بود. اما متأسفانه مشکلی بزرگ در متن راه یافته بود و آن هم رخنه برخی اشتباهات روشن در متن مصاحبه بود. اشتباه این بود که به عمد یا به غفلت(!) جای دو دیدگاه مورد اشاره در گفت و گو تغییر یافته بود.به گونه­ای که اگر خواننده آشنا به مباحث مشروطیت متن را مطالعه کند به سرعت پی خواهد برد که دیدگاه مورد اشاره نادرست است. به هر حال جای دو اندیشمند در متن منتشره جا به جا شده بود. با مطالعه متن منتشره به این اشتباه پی خواهید برد. تعجب می­کنم که چرا و چگونه چنین متنی به نام اینجانب منتشر شده است. خوب است این گونه نشریات حرف­هایشان را با قلم نویسندگان خود بگویند نه این که متن گفت و شنود با دیگران را دست کاری کنند! با عنایت به این اشتباه آشکار، در ادامه، ضمن تصحیح اشتباه وارده در متن مصاحبه منتشره، لازم است خاطر نشان کنم مصاحبه روزنامه قدس با اینجانب که در تاریخ 21 خرداد 1385 در این روزنامه منتشر شده است، به ویژه بخش­های انتهایی آن، فاقد اعتبار است. امید می­برم بخش دیگر این مصاحبه اگر منتشر شده باشد درست منتشر شده باشد.