چاپ
مجموعه: گپ و گفت
بازدید: 184

مراد از وحدت حوزه و دانشگاه نوعی نگاه فرهنگی و معرفتی است و قطعاً به معنای وحدت سیاسی و ساختاری و آموزشی این دو نهاد نیست.                            

به گزارش خبرگزاری رسا، از خجسته ترین پیامدهای انقلاب اسلامی، وحدت حوزه و دانشگاه است. طرح مسئله وحدت حوزه و دانشگاه را می توان از آثار انقلاب فرهنگی دانست که با بهره گیری از رهنمودهای امام خمینی رحمه الله در سال ۵۹ آغاز گردید. انقلاب فرهنگی هم چنان که حضرت امام رحمه الله در پیام نوروزی سال ۵۹ اعلام فرمود، گسترش پژوهش های علمی و معارف بلند و عمیق اسلام را به عنوان هدف اصلی دنبال می نمود. این آرمان بلند، دانشگاه و حوزه را برای تلاش مشترک به سوی هم کشاند و در فضای سیاسی آن زمان، باب مشارکت و وحدت حوزه و دانشگاه را بازکرد. شهید مفتح یکی از پیشقراولان این امر مهم بود که ایشان به دلیل اینکه هم در حوزه علمیه از اساتید بزرگی همچون امام خمینی و علامه طباطبایی و سیدمحمد داماد بهره برد و به درجه اجتهاد رسید و هم در دانشگاه نیز موفق با اخذ درجه دکتری شد نماد این وحدت شناخته و روز شهادت این شهید بزرگوار، به عنوان روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگزاری شد.

وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مبدع آن یعنی امام خمینی (ره)‌ اینگونه ذکر شده است. ایشان در سخنانی فرموده اند:«حالا که می بینند یک تحولی پیدا شده است، و دانشگاهی متمایل شده است به روحانی، و روحانی متمایل شده است به دانشگاهی و باهم هستند و می خواهند باهم کشور خودشان را به پیش ببرند، حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانی را از یک طرف بکوبند و دانشگاهی را از یک طرف و فساد کنند بین این دو تا … چشم هایتان را باید خیلی بازکنید. در این زمان چشم و گوش ها باید خیلی باز باشد که یک وقت می بینید از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فیضیه شما را به فساد می کشانند، شما رابه تفرقه می کشانند. اینهایی که نمی خواهند این کشور یک کشور صحیح و سالم باشد و ارباب های آنها که از اول هم نمی خواستند، نمی توانند ببینند که شما باهم مجتمع شدید و می خواهید باهم کار کنید … آنها در صدد این هستند که نگذارند شماها باهم باشید».

مقام معظم رهبری نیز به دانشجویان و طلاب درباره این مهم فرمودند: طلاب و دانشجویان قدر یکدیگر را بدانند، با یکدیگر آشنا و مرتبط باشند، احساس بیگانگی نکنند. احساس خویشاوندی و برادری را حفظ کنند و روحانیون در دانشگاه ها عملاً کوشش کنند که نمونه های کامل عالم دین و طلبه علوم دینی را به طلاب و دانشجویان و دانشگاهیان ارایه بدهند و نشان دهند که هر دو، نسبت به یکدیگر، با حساسیت مثبت و با علاقه همکاری می کنند. این، همکاری و وحدت حوزه و دانشگاه است. البته برای این کار باید برنامه ریزی و سازمان دهی بشود».

به همین منظور و در راستای بزرگداشت هفته حوزه و دانشگاه با شریف لک زایی عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی گفت‌و‌گویی مکتوب انجام داده ایم که حاصل آن در ادامه تقدیم می شود.

* تعریف شما از وحدت حوزه و دانشگاه چیست؟

مراد از وحدت حوزه و دانشگاه نوعی نگاه فرهنگی و معرفتی است و قطعاً به معنای وحدت سیاسی و ساختاری و آموزشی این دو نهاد نیست. البته حضرت امام خمینی در نامه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ از ذوب حوزه و دانشگاه در یک دیگر سخن به میان می آورد که به تعبیری مباحث بینشی و مطالب دانشی به یکدیگر نزدیک شوند و خلاهای موجود در عرصه های بینشی و دانشی را این دو رفع نمایند و موجبات پیشرفت جامعه را فراهم نمایند.. بنابراین نگاه به وحدت حوزه و دانشگاه، نگاهی فرهنگی است و تا زمانی که چنین اتفاقی که به گمانم ذهنی و معرفتی است، نیفتد طببعتا وحدت هم شکل نخواهد گرفت.

* پیوند حوزه و دانشگاه تاکید مؤکد حضرت امام، رهبر معظم انقلاب و دلسوزان نظام است، چرا با وجود اهمیت این دو نهاد و تاکیدات صورت گرفته، فاصله های بسیاری بین حوزه و دانشگاه وجود دارد؟

فاصله زیاد است زیرا از موضع بالا و دستوری و اداری و بعضاً توسط افراد غیر صالح به موضوع نگاه و کار دنبال می شود. باید نقش بعضاً برخی نهادها در دانشگاه که به نام حوزه اتفاق می افتد مورد بررسی مجدد قرار گیرد. به ویژه نقش دروس معارف در طول سه دهه مورد توجه قرار گیرد که چه اتفاقی افتاده است که نه تنها حضور این دروس و مدرسان این دروس و برخی نهادهای دیگر در دانشگاه نتوانسته است به عنوان عامل وحدت عمل کند. شاید پس از بررسی و تعطیلی این دروس این تعطیلی کمک بیشتری به وحدت باشد تا آنچه اکنون شاهد آن هستیم. بنابراین افزون بر موانعی که در این زمینه وجود دارد باید گفت نگاه دستوری و یک جانبه و عدم تحول ذهنی و معرفتی نتوانسته وحدت را تحقق ببخشد و این دو نهاد را به هم نزدیک نماید.

* موانع وحدت حوزه و دانشگاه را چه اموری می دانید؟

یک مانع، مانع اخلاقی و هوای نفس است. هر کدام خودش را برتر از دیگری می داند و لذا وحدت محقق نمی شود. این مانع با نزدیکی به جناح های سیاسی تشدید هم می شود. از این رو مانع دیگر مانع سیاسی و حضور در دسته بندی های حزبی و جناحی و گروهی است که در جامعه جریان دارد. در حالی که حداقل حوزه و علما به عنوان پدران جامعه باید دوست دار و محب همه اقشار و از جمله جامعه دانشگاهی باشد و نسبت به آن ها با شفقت و دلسوزی رفتار کند. رفتارهایی که الان از هر دو طرف صادر می‌شود با تیغ جناح های سیاسی وابسته ارزیابی می شود و حکم به نزدیکی و دوری می شود و همین مساله متأسفانه آفت شده است و روز به روز و به ویژه در ایام انتخابات این دو را از هم دورتر می سازد.
این در حالی است که نه حوزه و نه دانشگاه حزب نیست و نباید نقش احزاب را آن هم در سطح نازل آن ایفا نماید. مهم تر از این موارد سطحی و ظاهری، مانع فکری و فرهنگی و معرفتی است. عرصه معرفتی حوزه در دایره اسلام و نظام معرفتی اسلامی ترسیم می شود و قلمرو معرفتی دانشگاه نظام معرفتی غرب به شمار می‌رود. از آن طرف حوزه مدعی اسلامی سازی علوم انسانی است و دانشگاه را در این زمینه صاحب نقش و اثر نمی داند.
این در حالی است که در این موارد باید گفت و شنود میان حوزه و دانشگاه اتفاق بیفتد و این دو مرکز علمی با کمک همدیگر این موضوع را پیش ببرند اگرچه ممکن است در بخش های بینشی و معرفتی نقش حوزه بیشتر باشد و در حوزه دانشی و تجربی نقش دانشگاه پررنگ باشد. مباحثی هم وجود دارد که ناشی از قرار گرفتن موضوع در نگاه های پیچیده و پوسیده بوروکراسی قرار گرفته و کار را از مرحله طبیعی خود خارج ساخته است.

* برکات وحدت حوزه و دانشگاه را تبیین بفرمایید؟

ماحصل پیش روی وحدت حوزه و دانشگاه کاهش منازعات و مشاجرات و تجمیع ظرفیت‌ها و انسجام و همبستگی نیروها و امکانات به منظور پیشرفت جامعه و کشور است.

* الزامات وحدت کدام است؟

امام موسی صدر در بحثی برای ایجاد گفت و گو های فرهنگی بر این نظر است که باید با احترام و اعتماد و اطمینان متقابل باشد. البته به این بحث آزادی و عدالت و امنیت هم باید افزوده شود. اینها بخشی از مهم ترین الزامات تحقق وحدت است.