چاپ
Categories: گپ و گفت, حکمت سیاسی متعالیه
بازدید: 344

شریف لک‌زایی در نشست محبت در فلسفه سیاسی متعالیه گفت: ملاصدرا معتقد است محبت می­ تواند به ایجاد انسان متعالی، جامعه متعالی، نظام متعالی و سیاست متعالی کمک کند.

به گزارش خبرنگار مهر، به همت گروه فلسفه سیاسی مجمع عالی حکمت اسلامی، نشست محبت در فلسفه سیاسی متعالیه با سخنرانی شریف لک‌زایی دانشیار گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چهارشنبه ۱۳ دی ماه در مجمع عالی حکمت اسلامی برگزار شد.

وی در ابتدای این نشست با بیان اینکه یکی از مباحث مهم فلسفه سیاسی که در دوره معاصر کم­تر بر آن تأکید شده موضوع محبت و دوستی است، گفت: این موضوع جایگاه مهمی در فلسفه سیاسی دارد، اما در دوره معاصر کم­تر به آن پرداخته شده است. تا آنجا که من مطلع هستم به زبان فارسی تنها پنج مقاله منتشر شده است که آن هم بیشتر در حوزه مباحث فلسفه و اندیشه سیاسی مغرب زمین است. از این رو این بحث نیازمند توجه بیشتری است.

وی افزود: در ردیابی مباحث در آثار متفکران مسلمان فارابی و خواجه نصیر الدین طوسی مباحثی در زمینه محبت دارند که قابل اعتنا است، اما در سه اثر از آثار ملاصدرا هم مشاهده می­ کنیم که طرح مبسوط­ تری از موضوع محبت صورت گرفته است. ملاصدرا در رساله الشواهد الربوبیه، کتاب المبدأ و المعاد و رساله کسر اصنام الجاهلیه بحث­های مبسوطی در موضوع محبت دارد که قابل اعتنا است. برای مثال ایشان در رساله سه اصل، از نشانه ­های دوستداران خدا که تعبیر دیگری از نشانه­ های رئیس اول است با تمرکز بر بحث محبت مباحث مهمی طرح می­ کند که محورهای آن عبارتند از: ۱. مرگ دوستی و محبّ شهادت؛ ۲. تنهایی و انس و مناجات با خداوند؛ ۳. دائماً در راه دوست بودن با انجام مستحبات و....؛ ۴. دوست داشتن علم و علما؛ ۵. مهربانی با خلق خدا و دشمنی با کفار و...؛ ۶. ترس از هیبت محب؛ ۷. پنهان داشتن محبت و اجتناب از ادعا؛ ۸. شناخت تمایز میان خواطر و وسوسه­ های شیطان.

وی با بیان اینکه محورهای مذکور را در کتاب فلسفه سیاسی صدرالمتألهین به تفصیل بحث کرده ام، اظهارداشت: البته همچنان این محورها قابل بحث و گفتگو است. همچنین در دو اثر دیگر به محبت خداوند نسبت به مخلوقات و محبت رسول خدا نسبت به خلق الله به تفصیل سخن می­ گوید. با این نگاه البته رویکرد ایشان الهی و توحیدی است و محبت باید رنگ الهی داشته باشد. بنابراین محبت­های دنیایی در نزد ایشان فاقد اهمیت است مگر این که رنگ و بوی الهی و توحیدی داشته باشد.

لک‌زایی با بیان اینکه از منظر ملاصدرا محبت، سرّی از اسرار خداوند در قلوب بندگان است، گفت: در تعریف آن هم می­ نویسد محبت «ابتهاج به چیزی موافق، خواه موافقتش عقلی باشد یا حسی و خواه حقیقی باشد یا مظنون» است. با این نگاه البته صدرا تأکید می ­کند که محبت خداوند نسبت به بندگان برخلاف نظر برخی متکلمان حقیقی است و نه مجازی.

وی با بیان اینکه در بحث حاضر مدعا این است که با توجه به آثار و آرای ملاصدرا محبت می­ تواند به ایجاد انسان متعالی، جامعه متعالی، نظام متعالی، و سیاست متعالی کمک نماید، تصریح کرد: از این رو و با توجه به حجم آثار ملاصدرا می ­توان گفت محبت یکی از ارکان فلسفه سیاسی اوست و صدرالمتألهین با تفصیل بحث محبت بر آن است که به همبستگی اجتماعی کمک بنماید. با چنین رویکردی است که صدرالمتألهین در آثار خویش بحث عبادات را پیش می­ کشد و انتظار او از عبادات این است که بتواند به محبت و افزایش انس و الفت میان افراد کمک نماید و امور از این طریق به نحو بهتری سامان یابد.

این محقق و نویسنده کشورمان تأکید کرد: در واقع محبت تنها در نسبت میان خدا و رسول خدا و حاکم و مردم نیست بلکه از پایین ترین لایه­ های اجتماعی و از جمع های کوچک باید آغاز شود و در نهایت به بزرگ ­ترین جمع­ها سرایت یافته و به تعمیق محبت در میان همه انسان­ها کمک نماید. افزون بر این که در ارتباط انسان و خداوند و نیز رسول خدا نیز ایشان از حضور پررنگ محبت سخن می ­گوید و بر آن است که از این مسیر برای بسط محبت میان خلق بهره ­برداری نماید.

دانشیار گروه فلسفه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در پایان سخنانش اظهارداشت: در هر حال با توجه به مباحث مختلف صدرالمتدلهین درباره محبت نکات قابل توجه به قرار زیر است: اول، این موضوع مبتنی بر مناسبات طرفینی است. چنان که خداوند هم می­ فرماید: یحبهم و یحبونه (مائده/۵۴). بنابراین هم حاکم می ­باید محبت مردم در دلش نهفته باشد و هم مردم حاکم را دوست داشته باشند. دوم، جزء جدایی ناشدنی یک جامعه متعالی است و بدون حضور محبت، امور به سامان نخواهد رسید. چنان که برخی از متفکران محبت را برتر و فراتر از عدالت می­ نشانند. سوم، محبت در عرصه اجتماعی یک کنش ارادی و اختیاری است و از این رو نسبتی با آزادی می­ یابد. انسان با ارادۀ آزادانه­ای به تحبیب قلوب می­ پردازد. چهارم، جامعه مطلوب با ایفای مسؤولیت و در پرتو محبت شکل می­گیرد و جامعه ساخته شده مطلوبی از قبل وجود ندارد و باید به توسط مردم ساخته شود. پنجم، سرریز تمام این مباحث به ارتقای وجودی انسان و تعالی جامعه و نظام و سیاست ختم می­ شود.